(0)

رستوران طهران

آدرس: جاده آتشگاه ، بعد از سراهی درچه ، جنب تالار اشرف
مشاهده منو
بعد از جلساتم با علی کاظمی دو تایی رفتیم به سمت اصفهان. البته انقدر گیج می زدم که فکر کردم باید از کرج برم. علی که متوجه موضوع شد بهم گفت که باید از سمت قم بریم نه کرج! البته انقدر خسته بودم که دوباره گفتم که وقتی رسیدیم کرج که دیگه اینجا علی شاکی شد و دوباره رو داشبرد ماشین توضیح داد که باید بریم قم. تا دو ساعت به این موضوع می خندیدیم. ساعت ۸ شب با آقای علی زارعی تو رستوران تهران قرار داشتیم واسه همین با ۱۸۰ تا کوبیدیم به سمت اصفهان که به موقع برسیم. بالاخره رسیدیم و آقای علی پورمقدس عزیز و خانومشون رو از سر راه برداشتیم و رفتیم به سمت رستوران. رسیدیم. رستورانی به شکل قلعه با نورافکن سبزی که منو یاد کله پزی مینداخت. رفتیم داخل. به محض ورود عکاس و فیلمبردار رستوران اومدن و شروع کردن به عکس و فیلم گرفتن. اینجا بود که فهمیدیم قبلا هماهنگ شده و قانون مستر که بدون خبر میره کاملا نقض شد. محیطش قشنگ بود ولی کنار ورودی یه ذرت گذاشته بودن که تو ذوق می زد. به نظرم رستورانی با این کلاس نباید این کار رو بکنه. رستوران به ۳ قسمت اصلی تقسیم می شد. کافی شاپ که فضایی مدرن داشت و قشنگ بود. غذاهای سنتی که در فضایی سنتی سرو می شد و برنجها، کبابها، جوجه کباب، میگو و کلا سلف غذاها وسط رستوران بود. غذاهای سنتی توسط خانمی که اصلیت شمالی داشت درست شده بود و واقعا خوشمزه بود. میرزا قاسمی اصل اصل بود و بوی بادمجون کبابی هوش رو از سر آدم می برد. خانم نوروزی اهل رودبارک بود و انتظار دیگه ای هم از ایشون نمی رفت. وقتی وارد فضای غذاهای سنتی شدیم بوی وا بادمجون کبابی هم خیلی خوشمزه بود. خوراک بادمجون و کوفته کردی و کوفته قیمه و کدو رو هم تیست کردیم که همگی بینظیر بودن. اگر جای شما باشم با سنتی شروع می کنم و اگر جایی در معده گرامی خالی موند می رم سراغ بقیه غذاها. کوفته کردی رو تا حالا تیست نکرده بودم ولی باید بگم بینظیر بود. برنج و گوشت چرخ کرده، رب انار، جعفری، تخم مرغ، شکر، پیازچه، پیاز و نمک، فلفل و روغن موادش رو تشکیل می دادن. کوکو سبزی هم بود که جمع غذاهای خونگی و سنتی رو تکمیل می کرد. کلا فضاش هم خاص بود و ظرفا و دیگهای قدیمی و از همه مهمتر بوی محیط می بردتون به زمانی که با بخاری نفتی یا والر خونه هامون رو گرم می کردیم. به نظرم خیلی خاص بود. اما فضای نشستن سنتی با شومینه هایی که به سبک قدیمی ساخته شده بودن گرم می شد و تخت هایی که می تونستین روش بشینین. البته یه اشکالی داشت که این اتاقها بینشون باز بود و حرفای اتاقهای کناری کامل قابل شنیدن بود! در همین حین مهرداد هم رسید که ۱۵ سال از زمان آخرین دیدارمون تو دانشگاه میبد می گذشت. خیلی دوسش دارم و منو برد به زمانیکه دانشجوی میبد بودم اونم فقط برای یک ترم. خونه مستر و مهرداد و نیما آخرین خونه میبد بود که بعدش کلا کویر بود(یادش بخیر). کلی همدیگرو بغل کردیم. بعدش رفتیم سراغ غذاهایی که وسط رستوران و در فضایی که پر از ظرفای تشریفاتی بود. با مرغابی با سس پرتقال شروع کردیم. خیلی خوشمزه بود. جای میسیز خالی بود که عاشق مرغابیه. البته از موقعی که اون مرغابی اومد و شلوار مستر رو با نوکش می کشید دیگه مستر دلش نمیاد مرغابی بخوره. باقالی پلو، زرشک پلو با مرغ، لازانیا، کوبیده گوسفندی، کبک، قفقازی با گوشت گوساله میگو همه خوشمزه بودن. قرقاول هم بود که یه مقدار سفت بود و خوب پخته نشده بود. خوراک سبزیجات هم بود که به درد کسایی می خورد که وجترین هستن. خیلی از طرفدارای مستر هم اومده بودن از جمله خانمی که مستر رو به کافی شاپش (پرنده آبی) دعوت کرد. مستر اولش قبول نکرد ولی بعد که فهمید این خانم جوان خیلی زحمت کشه و با سن کمش جرات این رو پیدا کرده که ماهی ۱۰ میلیون تومان اجاره ملک بده دعوت ایشون رو قبول کرد و قرار شد بعد رستوران سری به کافی شاپ ایشون بزنه. بعد تیست غذا یهو تصمیم گرفتم که سری به آشپزخونه بزنم. آشپزخونه که ۲ طبقه بود رو هم بازدید کردم. به خوشگلی محیط کافی شاپ نبود. پایین دیوار یه مقدار با دوده ذغال سیاه شده بود که کارکنان اسامیشون رو رو دیوار نوشته بودن! بعدشم رفتیم تو محیط رستورانی که به نظرم خیلی ساده بود و صندلیها و دیزاینش خیلی بیسیک بود. انتهای سالن هم دو تا آقا پسر مشغول بازی کامپیوتری بودن که مستر هم ۵ دقیقه ای با یکی از اونها که حدودا ۷ سالش بود بازی کرد. بازی کشتی کج بود که کلی هم مستر کتک خورد! هزینه هر نفر ۴۶۰۰۰ تومان بود و قانون جالبی که داشت این بود که اگر غذایی ته ظرفتون بمونه باید ۱۰۰۰۰ تومان جریمه می دادین. مدیر رستوران می گفتن که ما این رو گذاشتیم که اصراف نشه و به نظرم قانون بدی نبود. فقط نکته ای که باعث ناراحتی مستر شد این بود که تو منو نوشته بودن ورود جوانان مجرد ممنوع! به نظرم به جوونامون باید بیش از اینها بها بدیم و این قوانین باعث سرخوردگی جوونایی می شه که آینده این مرز و بوم رو تشکیل می دن. به نظرم این قیمت برای اصفهان یه مقدار بالاست ولی خود مدیر رستوران نظر دیگری داشت. باربیکیو هم وسط حیاط بود و می تونستین اونجا کباب درست کنین. چای و میوه و آلوچه های ترش(مشابه فرحزاد و درکه و دربند) و دسر هم داشتن که با توجه به تیستهای زیادی که کرده بودیم از تیست اونها صرف نظر کردیم. وای فای یکی از نکات مثبت بود که می تونن اونجا از اینترنت استفاده کنین. جای پارک هم تا دلتون بخواد داره. اگر بخوام با شب نشین مقایسش کنم باید بگم غذاشون خیلی با کیفیت بالاتر ولی فضای شب نشین شیک تر بود. پول ازمون نگرفتن و از همین جا از مدیریت محترم رستوران تشکر می کنم
0
آدرس : جاده آتشگاه ، بعد از سراهی درچه ، جنب تالار اشرف
مشخصات رستوران
  • سطح اقتصادی
    متوسط
  • نوع رستوران
    رستوران ایرانی
  • مناطق تحت پوشش
Mr.Taster خوش آمدید
ثبت نام
Mr.Taster ورود / ثبت‌نام
برای ورود شماره موبایل خود را وارد نمایید
رمز پیامکی جهت تایید برای شما ارسال خواهد شد
درصورتی که قبلا ثبت نام کرده و برای حساب کاربری خود رمز عبور انتخاب نموده‌اید، می‌توانید از این قسمت نیز وارد شوید
ورود با رمز قبلی