رستوران دوست داری یا کافی شاپ؟

رستوران کافی شاپ
  • لمکده چگور

  • آدرس: مشهد - خراسان رضوی - نبش ابوذر غفاری ۵
تمام مدت عید رو مشهد بودم و در حالت استراحت. البته یه جورایی عادت کردم به کار و وقتی استراحت می کنم فکر می کنم که شبیه جلبگ شدم! رفتنم به مشهد رو تو پیج اعلام نکردم ولی خیلیاتون تو فرودگاه و آبمیوه سیب و رستوران ارم و ... مستر رو شناختین و به مستر محبت داشتین. آخرین روزایی که مشهد بودم رامین پراهام رو دیدم. اونم منو فرداش دعوت کرد که بریم لمکده چگور. رامین همیشه منو یاد کارخونه سنتراژ که بچگی می رفتیم و توت فرنگی می خوردیم میندازه. اگر بچه خوبی بودیم بابا تیستر منو می برد اونجا و انقدر توت فرنگی می چیدیم و می خوردیم که حد نداشت. رامین که تازه درسش (interior design ) رو تو ایتالیا تموم کرده کار دیزاین داخلی چگور رو انجام داده بود واسه همین دعوتمون کرد که بریم ببینیم. من و میسیز و عباس و رامین و محمد ۵ تایی رفتیم چگور. چگور یک نوع سازه از شمال خراسان. دوتار که باهاش آهنگ های شاد و غمگین می زنن.(غمگین رو بشنوین با هم زار زار گریه می کنیم). رفتیم داخل و نشستیم. دیزاین دیوارها به سبک مراکشی بود و می تونستی مجسمه هایی که معمولا تو رستورانهای تایلندی می بینی رو اونجا هم ببینی. اژدهای جلوی در هم خیلی خوشگل بود. نارگیلهایی که به صورت چراغ شده بود و سنگ نمک هایی که به آدم انرژی مثبت می داد. موزیک هم حرف نداشت. با سرویس خیلی مرتبی پذیرایی شدیم. آجیل، آلوچه، شکلات، میوه و چای. قلیون با انواع طعمها بود که لیمو نعنا خیلی سرد و باحال بود.(تو لولش هم یخ جاسازی کرده بودن). آخر شب بود و کم کم داشتیم آماده می شدیم واسه رفتن که مدیر رستوران یهو سورپرایزمون کرد! برامون کشک بادمجون دزفولی آوردن که با گوشت گوسفند درست شده بود. دفعه اولی بود که کشک بادمجون رو با گوشت می خوردم و باید بگم که محشر بود. گردو هم داشت و هر لقمه که می خوردم حس می کردم که همگی گوشت شدن اندر بدن. نون هم حرف نداشت و کلی صفا کردیم. آب پرتقال هم برای نوشیدنی آوردن. اینجا بود که مستر حس فضولیش گل کرد و شروع کرد به سوال کردن از صاحب رستوران (آقای شاه‌آبادی) راجع به غذاهای دزفول. اون هم فرداش مستر رو برای صرف ناهار دعوت کرد به چگور. چون فردا شبش پرواز داشتم برنامم فشرده بود ولی به خاطر گزارش دعوت رو قبول کردم. فردای اونروز قبل رفتن به چگور رفتم کاسپید که دیدم Gabe از آیتو تو شرکت نشسته. Gabe کاناداییه و اومده بود برای کارای سایتشون. منم از فرصت استفاده کردم و بردمش چگور! با فرهاد و Gabe سه تایی رفتیم. وقتی رسیدیم آقای شاه آبادی هنوز نرسیده بود. یه مقداری معطل شدیم ولی بعد ۲۰ دقیقه ایشون هم رسید. بعد از ۵ دقیقه میزی برامون چیده بودن معرکه. Gabe که تو این چند سال غذای هتل و بیرون خورده بود با دیدن این غذاها هوش از سرش پریده بود. وقتی دید برنج نداره غذاها احساس کردم از خوشحالی می خواد گریه کنه. بیچاره معلوم نیست چی کشیده... غذاها شامل:آش انار که شبیه آش رشته بود ولی بدون رشته. طعم انار واقعا آش رو بینظیر کرده بود.کشک بادمجون دزفولی: فرقش با کشک بادمجون خودمون گوشت گوسفند بود که واقعا مستر رو در حالت کما برد نون پنیر سبزی: که به طرز بینظیری دیزاین شده بود. سبزی تازه و پنیر هم معرکه بود. Gabe از همه بیشتر از این خوشش اومده بود و می گفت که فکر نمی کرده خوشمزه باشه ولی از همه بیشتر این غذا سورپرایزش کرده بودکیک الویه: الویه هم خوشمزه بود. پاچین مرغ هم سوخاری شده بود و با چیپس سرو شد واقعا خیلی خیلی خوشمزه بود. سس کچاپ هم باهاش خوردیم.نوشیدنی هم دوغ توپ خوردیم. در مجموع معرکه بود. فقط حتما یادتون باشه که اگر خواستین برای غذا برین حتما یک روز قبل باید غذا رو سفارش بدین.سجاد ایزدی و خانومشو هم اونجا دیدیم که رستوران کوهسر رو دارن.
  • لمکده چگور
  • لمکده چگور
  • لمکده چگور
  • لمکده چگور
  • لمکده چگور
  • لمکده چگور
  • لمکده چگور

نظــرات شما

    نظری ثبت نگردیده است!